Start point

Start point

New Page 3

Starting point

 

 

There must be a starting point for us. When I was there, I thought about how much we are civilized. Meanwhile, I focus on composition.

 

 

Religious:

People were praying around this building. I thought they might circle around this building. In Persian it named, “Atashkadeh”. In fact, it is a temple.

 

 

Old Persian has gone and now we are living in mullah regime.  Clerics are Iranian government, but there is one important point. Can they change our culture? And make people superstition.

 

 

Now, still people have love, life and dignity.

 

 

What is dignity? Do they really superstitious and traditional people have dignity?

 

 

I do not know why am thinking about human dignity, these day this question has come out to my mind.

 

 

 

نشسته بودم. مه بود. شاید بارون میامد. آره فکر کنم بارون میامد. تازه ساعت 12 شده. مردد بودم که دوباره قهوه بخورم. امروز هشتمین قهوه میشد. اشکال نداره، هنوز یه فصل جدید رو شروع نکردم.

 

 

نشستم. داشتم فکر می کردم که بچه بودم همیشه تو ی هتل یا فرودگاه عاشق می شدم. یادم نیست عاشق چی یا کی می شدم. زیاد جدی نبود.

 

 

نه مطمئنن بارون نبود، یاد کتاب یاد داشتها نمی سوزند افتادم. جریان دوران و گذر بعد از (ک گ ب) بود که چگونه نویسنده ها را شکنجه می کردند و می کشتنشون. یاد قسمتی از آن می افتم که (ک گ ب) بولگاکف را صدا کرده بود برای پرس و جو در مورد داستانی. آنها یادداشتهای بولگاکف را با خود برده بودند و از او در مورد یادداشتها هم سوال کردند. بولکاگف با هزار زحمت توانست  یادداشتها را باز پس گیرد و سریعا آن را نابود کرد.  ولی قبل از اینکه بورگاکف بتواند یادداشتهای شخصیش را از بین ببرد. "ک گ ب" از آنها یک کپی گرفته بود. یه سند ادبی در سازمان امنیت کشور شوروی . بولگاکف زیر شکنجه از بین رفت ولی اسرش شیطان و مارگاریتا هنوز زنده است.

 

 

 

 

Tags & Categories

EXIF

Focal Length: 17 mm
Exposure: 1/160 sec
Aperture: f 13
ISO: 100

Latest Comment

  • No Comments Yet.
Add Comment   View All (0)
Start point

Start point

New Page 3

Starting point

 

 

There must be a starting point for us. When I was there, I thought about how much we are civilized. Meanwhile, I focus on composition.

 

 

Religious:

People were praying around this building. I thought they might circle around this building. In Persian it named, “Atashkadeh”. In fact, it is a temple.

 

 

Old Persian has gone and now we are living in mullah regime.  Clerics are Iranian government, but there is one important point. Can they change our culture? And make people superstition.

 

 

Now, still people have love, life and dignity.

 

 

What is dignity? Do they really superstitious and traditional people have dignity?

 

 

I do not know why am thinking about human dignity, these day this question has come out to my mind.

 

 

 

نشسته بودم. مه بود. شاید بارون میامد. آره فکر کنم بارون میامد. تازه ساعت 12 شده. مردد بودم که دوباره قهوه بخورم. امروز هشتمین قهوه میشد. اشکال نداره، هنوز یه فصل جدید رو شروع نکردم.

 

 

نشستم. داشتم فکر می کردم که بچه بودم همیشه تو ی هتل یا فرودگاه عاشق می شدم. یادم نیست عاشق چی یا کی می شدم. زیاد جدی نبود.

 

 

نه مطمئنن بارون نبود، یاد کتاب یاد داشتها نمی سوزند افتادم. جریان دوران و گذر بعد از (ک گ ب) بود که چگونه نویسنده ها را شکنجه می کردند و می کشتنشون. یاد قسمتی از آن می افتم که (ک گ ب) بولگاکف را صدا کرده بود برای پرس و جو در مورد داستانی. آنها یادداشتهای بولگاکف را با خود برده بودند و از او در مورد یادداشتها هم سوال کردند. بولکاگف با هزار زحمت توانست  یادداشتها را باز پس گیرد و سریعا آن را نابود کرد.  ولی قبل از اینکه بورگاکف بتواند یادداشتهای شخصیش را از بین ببرد. "ک گ ب" از آنها یک کپی گرفته بود. یه سند ادبی در سازمان امنیت کشور شوروی . بولگاکف زیر شکنجه از بین رفت ولی اسرش شیطان و مارگاریتا هنوز زنده است.

 

 

 

 

Tags & Categories

EXIF

Focal Length: 17 mm
Exposure: 1/160 sec
Aperture: f 13
ISO: 100

Latest Comment

  • No Comments Yet.
Add Comment   View All (0)